پيام
+
صورتگر نقاشم هر لحظه بتي سازم
وانگه همه بت ها را در پيش تو بگدازم
صد نقش برانگيزم با روح درآميزم
چون نقش تو را بينم در آتشش اندازم
تو ساقي خماري يا دشمن هشياري
يا آنکه کني ويران هر خانه که مي سازم
جان ريخته شد بر تو آميخته شد با تو
چون بوي تو دارد جان جان را هله بنوازم
هر خون که ز من رويد با خاک تو مي گويد
با مهر تو همرنگم با عشق تو هنبازم
در خانه آب و گل بي توست خراب اين دل
♥ باران ♥
92/6/31
عسل فروش شهر تلخي
يا خانه درآ جانا يا خانه بپردازم